ابراهيم رفعت باشا ( مترجم : هادى انصارى )
566
مرآة الحرمين ( سفرنامه حجاز و تاريخ و جغرافياى راهها و بقاع متبركه آن ) ( فارسى )
دريا آرام بود ليكن در نيمه شب كمى طوفانى شد . ليكن هنگامى كه كشتى پهلو گرفت ، پزشكى از قرنطينه به درون كشتى آمد و پس از معاينهء حجاج دستور داد كه كليه حاجيان به قرنطينه منتقل شوند تا اثاث آنان ضد عفونى گردد ، ليكن تنها اثاث خدمتكاران - و نه كارمندان - بخور داده شد و ضدّ عفونى گرديد . همگى به وسيلهء قطار راه آهن به قرنطينه حركت كرديم و سه روز در آنجا اقامت كرديم . در شب آخر به وسيلهء مسؤول قرنطينه ، مجلس جشنى برقرار شد كه در آن تمامى كارمندان محمل و فرزند سلطان مكله به نيابت از پدر خود ، به همراه كشيشان و راهبان و شاگردان آنها و تمام كارمندان مملكتى و خارجى در آن حضور پيدا كردند . ابتدا به وسيلهء گروه موزيك محمل ، نغمههايى نواخته شد و پس از نوشيدن شربت ، يكى از شاگردان رهبان فرانسوى سخنرانى ايراد كرد و پس از او شيخ سنباطى از سوى امير خطابهاى ايراد نمود و سپس با نواخته شدن سرود پادشاهى و غريو حاضران در ساعت پنج شب ، جشن خاتمه يافت . از طور تا سوئز از ظهر روز يازدهم تا ظهر روز چهاردهم و پس از سه روز اقامت در قرنطينه ، اجازهء حركت به ما داده شد . بنابراين در ساعت ده روز شنبه چهاردهم صفر ، به وسيلهء كشتى به دريا رفتيم و در ساعت يك و نيم بامداد روز يكشنبه پانزدهم صفر به سوئز وارد شديم . پس مدت حركت ما در اين مسير پانزده ساعت بود . يك ساعت پس از ورود به سوئز ، پزشك قرنطينه به كشتى آمد و پس از معاينهء مسافران و اطمينان از سلامتى آنان ، اجازهء پهلو گرفتن به كشتى را صادر نمود . قبل از پياده شدن ما از كشتى ، استاندار حاضر شد و سلامتى امير را خير مقدم گفت ، سپس زمان جشن محمل را پس از توافق ، در ساعت يازده زوالى از همان روز قرار داد . اين جشن همانند جشنى بود كه پيشتر در هنگام آغاز سفر ما از سوئز گرفته شده بود . هنگامى كه از كشتى به خشكى منتقل شديم ، به وسيلهء پزشكى انگليسى ، معاينه شده و ما را پاك از هر گونه بيمارى يافت . سپس اينجانب به همراه امير و خزانهدار از سوى